هوا سرد است. برف می بارد .
/
آنسوی پنجره- خودم – "بی چتر و بی کلاه " ، تنها ...! مانده در ایستگاه.
/
گویی سالهاست که اتوبوس نیامده . زمان از ساعت بودن گذشته.
/
پاسبان شب با " چتر و کلاه" آمده
/
سلام می کند
/"داود یاراحمدی"
سلام.امین عزیز .بالاخره کتاب مدیریت کوتوله ها منتشر شد .با عکسی که سالها قبل از من در کلاس گرفته بودی. ازت ممنونم ودر کتاب هم نوشتم که عکس را تو گرفته ای.آدرست را برایم بنویس که کتاب برایت بفرستم.موفق باشی .به امید دیدار.ضمنا روی جلد کتاب در وبلاگم است.
عالی است ... عالی
پس باید واقعا بگیریم تا باد نبرش خیلی زحمت داره درست کردنش
سلام.. عکس جالبی است از پیشه ای که شاید نفس های آخرش را می کشد! سپاس
اندیشه پیرمرد به فردایی است شاید باد سختی بوزد شاید برف بیاید می بافد و می سازد این کلاه تا شود تن پوش سر آدمها
یاد اصطلاح کله پا افتادم امیدوارم هیچ وقت کله پا نشی!
فکر میکنم بهتر میشد رنگ رو در آورد
چه چشمان شکارچی ای داری ، شکارت عالیه
عجب قالب جالبی داره.
خیلی عالیه
هوا سرد است. برف می بارد . / آنسوی پنجره- خودم – "بی چتر و بی کلاه " ، تنها ...! مانده در ایستگاه. / گویی سالهاست که اتوبوس نیامده . زمان از ساعت بودن گذشته. / پاسبان شب با " چتر و کلاه" آمده / سلام می کند /"داود یاراحمدی"
به لر بی کلاه وام نمی دهند...
جامانده از اتوبوس زمان
فرم بصری خوبی داره
البته صنایع پائی هم میشه بهش گفت (: /این کلاهه که پا رفته توش...قراره تو سر کی بره؟...جالبه که هنوز این جور صنایع دستی برقراره...عکس جالبی بود
خیلی جالبه ... همچین چیزی قبلا ندیده بودم!
سلام.امین عزیز .بالاخره کتاب مدیریت کوتوله ها منتشر شد .با عکسی که سالها قبل از من در کلاس گرفته بودی. ازت ممنونم ودر کتاب هم نوشتم که عکس را تو گرفته ای.آدرست را برایم بنویس که کتاب برایت بفرستم.موفق باشی .به امید دیدار.ضمنا روی جلد کتاب در وبلاگم است.
نور و رنگش را دوست دارم ولی با نقطه سبز کاملا مشکل دارم
مرسی
بسی زیباست!
میشه عکسهاتو از چند زاویه دیگه هم بزاری
کلاه گر هم میشه اسمشرو گذاشت، مثل کوزه گر! بنده خدا واسه یه کلاه چقدر باید انرژی مصرف کنه!
یاد شعر پروین اعتصامی افتادم؛ گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه/ گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست
با این همه زحمت کلاه درست می کنه اون وقت یکی دیگه خیلی راحت برش می داره!!!