۱۵ بهمن ۱۳۸۸ کلاه مال
FarshadPix [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

عالی است ... عالی


مقیمی [ ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ]

پس باید واقعا بگیریم تا باد نبرش خیلی زحمت داره درست کردنش


آتوسا. ت [ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ]

سلام.. عکس جالبی است از پیشه ای که شاید نفس های آخرش را می کشد! سپاس


امیر [ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ]

اندیشه پیرمرد به فردایی است شاید باد سختی بوزد شاید برف بیاید می بافد و می سازد این کلاه تا شود تن پوش سر آدمها


حسین چراغی [ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ]

یاد اصطلاح کله پا افتادم امیدوارم هیچ وقت کله پا نشی!


غزاله غضنفری [ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ]

فکر میکنم بهتر میشد رنگ رو در آورد


saadat [ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ]

چه چشمان شکارچی ای داری ، شکارت عالیه


hamid gordan [ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ]

عجب قالب جالبی داره.


حسین [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

خیلی عالیه


هادی جعفرزاده [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

هوا سرد است. برف می بارد . / آنسوی پنجره- خودم – "بی چتر و بی کلاه " ، تنها ...! مانده در ایستگاه. / گویی سالهاست که اتوبوس نیامده . زمان از ساعت بودن گذشته. / پاسبان شب با " چتر و کلاه" آمده / سلام می کند /"داود یاراحمدی"


محمدامین صالحی نژاد [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

به لر بی کلاه وام نمی دهند...


مجید عبدالخانی [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

جامانده از اتوبوس زمان


اسحاق ]آقایی [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

فرم بصری خوبی داره


آرش [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

البته صنایع پائی هم میشه بهش گفت (: /این کلاهه که پا رفته توش...قراره تو سر کی بره؟...جالبه که هنوز این جور صنایع دستی برقراره...عکس جالبی بود


مریم [ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ]

خیلی جالبه ... همچین چیزی قبلا ندیده بودم!


ناصربزرگمهر [ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ]

سلام.امین عزیز .بالاخره کتاب مدیریت کوتوله ها منتشر شد .با عکسی که سالها قبل از من در کلاس گرفته بودی. ازت ممنونم ودر کتاب هم نوشتم که عکس را تو گرفته ای.آدرست را برایم بنویس که کتاب برایت بفرستم.موفق باشی .به امید دیدار.ضمنا روی جلد کتاب در وبلاگم است.


امین دانشور [ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ]

نور و رنگش را دوست دارم ولی با نقطه سبز کاملا مشکل دارم


مصطفی امینی [ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ]

مرسی


هوتن [ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ]

بسی زیباست!


سپهر [ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ]

میشه عکس‌هاتو از چند زاویه دیگه هم بزاری


حدیث [ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ]

‫کلاه گر هم میشه اسمش‌رو گذاشت، مثل کوزه گر! بنده خدا واسه یه کلاه چقدر باید انرژی مصرف کنه!


سایه‌ای در این دیار [ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ]

یاد شعر پروین اعتصامی افتادم؛ گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه/ گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست


شاهد [ ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ]

با این همه زحمت کلاه درست می کنه اون وقت یکی دیگه خیلی راحت برش می داره!!!


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
135956