۱۷ آذر ۱۳۸۸ تو آمدی ز دورها و دورها
سایه‌ای در این دیار [ ۲۵ آذر ۱۳۸۸ ]

با آنکه من رفته‌ام به دورهای دورها برایم مهم نیست زیرا هر کجا باشم تو در کنارمی حیف که نمی‌فهمی


علیاری [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

شلوغی یک شهر در آینده روستا در پس زمینه عکس آرامش توام با استرس جاده رو ازبین می بره!!!!!


مهرناز [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

عکس شلوغی است اگه فضای خلوت تری داشت یاکمی ابهام یاترس یاامید عکس دلنشین ترمی شد . دراین عکس جایی برای فکرکردن نیست .امیدوارم منظورم روبفهمی


محمدامین صالحی نژاد [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

می خندم/ چه صفایی دارد/ خنده ای از ته دل بر غم خود/ خنده ای سبز به این بیشه ی درد/ خنده ای گرم به زمستان سیه روز شکست/ خنده ای از سر ناچاری و درد/ کار دیگر نتوانم/ پس چه بهتر که / همانند همین جاده ها / خنده را پیشه ی خود سازم و دلخوش باشم/ لا اقل جاده را همدم خود/ می بینم/ که چنین همره و همدل/ هم صدا با من مست/ به دلم می خندد /


جلیل...! [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

از همان راهی که آمدی، برگرد...!


مهرناز [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

برایم زیباست که به زنان وکودکان بیشترتوجه داری انگارازمردان ودنیایی مردانه گریزانی نمی خواهی ببینی وگذرمیکنی مردان دردیدشمابیرحم هستند . مثل شکارچیهای قصه های دوران کودکی .


خدیجه نادری [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

پس آخر آمد.. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟


سعادت [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

چرا همه فکر میکنند "او آمده از دورها" . من فکر می کنم اون داره می ره به دورها. امین جان عکس قشنگی ، فکر کنم از اون عکسای برندس


سیده زبیده حسینی [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام ! چه عکس جالبی . مثل همیشه زیبا و متفاوت.... جاده می دود یا منم که می روم .. من ! حوای بی خیال جاده ها . .....


عاطفه [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

تو آمدی ز دورها و دورها/ ز سرزمین عطرها و نورها/ نشانده ای مرا کنون به زورقی/ ز عاجها ز ابرها بلورها/ مرا ببر امید دلنواز من/ ببر به شهر شعرها و شورها/ به راه پر ستاره می کشانیم/ فراتر از ستاره می نشانیم/ نگاه کن!/ من از ستاره سوختم/ لبالب از ستارگان دب شدم/ چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل/ ستاره چین برکه های شب شدم/


یه دوست [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

آهسته و استوار قدم بر می دارم / که ناگاه/ نگاه نامحرمان/ تک تتمه های باور پنهان در اعماق قلبم / که در جریان خونی تازه/ معنای زندگی را هر چند لحظه ای تمنا دارد / رنگ از رخ برنتابند /


هاجر [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام و سپاس... ضمن احترام به تمام تصاویر موجود، ممکن است از طبیعت بی جان هم تصویر بگذارید؟!/ از تصاویر حشرات باشخصیت اجتماعی خصوصن مورچه ها و زنبورها هم استقبال می کنیم !


هادی جعفرزاده [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام امین جان، زیباست و پر معنا میتونست بهتر باشه. آفرین


کامران [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

فوکوس عکس خوب نیست یه جورایی هم سوژه خوب نمود نداره ولی با این حال دستت درد نکنه


مهران سوادکوهی [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

چه عکس رمانتیکی چرا پس طرف تنهاست؟ نکنه از نامزدش قهر کرده، باور کن اون ماشینه که از دور داره میاد نامزدشه می خواد بیاد منت کشی!!! دختر ها همشون همینن یه دعوا زرگری راه میندازن که خودشونو عزیزتر کنن


شاگرد [ ۱۸ آذر ۱۳۸۸ ]

تو آمدی از دورها و دورها/ با کوله باری نه چندان زیاد/ خسته بودی/ ناله می کردی از این روز مه گرفته/ از این تنهایی/ از این سکوت/ از.../ حالا تو رفتی/ به دورها/ دورتر از دور/ من تنها بودم/ تنها هستم/ تنها ماندم/


حسین ذبیح نیا [ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام دوست عزیز خسته نباشی، با نظر آقا امیر موافقم


مهین دوات گر [ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ]

به خدا فقط دارم از اینجا رد می شوم من... بگذارید بغلتم.. جان خودم هیچ تکه ی گمشده ای ندارم ... بگذارید راه خودم را بروم، هرچند که ندانم به کجا.. (نمی دانم)..خواهش می کنم.. من فقط دارم می گذرم..


امیر برج خان زاده [ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ]

دلت دریای متلاطمی از احساس های گم گشته در زندان تنگ سینه ای است که بی محابا شوق موج سواری می کند ولی گم می شود در میان انبوه احساس های سردی که هر لحظه از روی غریزه گرمی نوازش های خیالی کلامت را هجوم می برند/ گاهی دلت خواهش جستن از پوستین دلتنگی هایت می کند اما دیگر بار از روی عادت تنگ می شود برای لحظه های تنهایی.


صمد [ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام، کناره ها که همه سبز است، انگار روزگاری خوش را می گذراند


امیر عبیداوی [ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ]

دوست داشتم این عکس را خلوت تر ببینم


باران [ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ]

با کفش های پاره کجا می روی بمان / این گونه با شتاب چرا می روی بمان/ این جاده انتهاش به جایی نمی رسد / وقتی بدون قبله نما می روی بمان/ آشفته ای چنان که دلت مانده پشت سر/ بی دل به سوی آینه ها می روی بمان/ خورشید در نگاه تو بیتوته می کند / خود در پناه سایه چرا می روی بمان/ سرگشته بر دوراهی تردید مانده ای / تا مطمئن شوی به کجا می روی بمان/ گر در مسیر عشق قدم می نهی برو / اما اگر به راه خطا می روی بمان/


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
135726