مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت شب چرائی گفت و خواب از سر گرفت
مرغ،وائی کرد، پر بگشود و بست راه شب نشناخت،در ظلمت نشست
من همان مرغم،به ظلمت باژگون نغمه اش وای،آبخوردش جوی خون.
دانه اش در دام تزویر فلک لانه بر گهوارۀ جنبان شک.
لانه می جنبد وزاو ارکان مرغ جیغ جیغش می خراشد جان مرغ
گاه بالی می زند در قعر آن گاه وائی می کشد از سوز جان.
"احمدشاملو"
خیلی نامردیه....زورش به اونا رسیده؟؟؟؟!!!!:(:(:(:(
هرچی هست، به هر حال دنیا اینجور نمی مونه
عکس وحشتناکیه چقدر قساوت
وای خدا عجب عکسی :((( کلی ناراحت کننده است این عکس کاش می برید چاقویی دستی را که چاقو بر دست دارد
واقعا در تضاد خون بیداد آغشته به دستای صیاد و کوچکی،ترس وهراس و((مظلومیت پرنده ها)) موندم!!!
چه آسان جان می گیرند و نفس ها در سینه خفه می کنند این نه سرونوشت چند پرنده که سرنوشت همه ما ست دشنه باد سخت روزگار مجال از صیاد بریده و او در حیات وحش زندگی لاجرم سر پرنده در دست می گیرد و غذای جانش می کند غافل از این که در پس سینه هر که خالقش آفریده نفسی است که از برای همین زندگی می تپد می گیرند نفس آدمها را می گیرند نفس پرندگان را زمانی در قفسشان می کردند تا صدای جیک جیکشان را بشنون گاهی از روی احساس و دلرحمی رهایشان می سازند از قفس و در این حیات وحش می برند سر از بدن جدای می کنند بی مهابا.
این عکس پیام داره چرا پیامشو نمیگیرید؟نمیفهمید؟
در همهجا چیزی بهدست همسایهاش نابود میشود..
آن چه هاجر گفت را دوباره بخوان جای حرف من! بدجنس بودنت را در عکاسی دوست دارم ، ولی این فراتر از بدجنسی است! هم عکس هم سوژه! بگذریم که سالهاست مرغ و گاو و گوسفند می خوریم و ککمان نگزید و این چند گنجشک شده آیینه دق ما ! بگذریم که چه قدر نخورده حیوان بی زبان کشتیم حتی! بگذریم که چقدر آدم می میرد و .. !
وحشتناکه، آخه چطور میتونن این همه بی رحم باشن؟؟؟؟؟
پرنده هم که باشی روزی آسمان را تمام می کنی
پسر عموی من 2 تا تفنگ ساچمه ای داشت ، شماره پنج و نیم را من برداشتم چون دقتش خیلی بالا بود . سعادت آباد بودم میدان کاج به طرف میدان سرو ... چند گنجشک روی کابل برق نشسته بود . من هدف گرفتم زدم وسط سینه اون طفل معصومی . یک هو چشماشو باز کرد و بست و از بالا سقوط کرد افتاد پایین . همین باز کردن و بستن چشمهاش عذابی بود برای من . 2 روز دپرس شده بودم . خیلی ناراحت کننده بود زبون بسته را بی جهت کشتن . دیگه از اون غلطا نکردم ... امین عجب خاطره ای واست تعریف کردم
دست می گرفتید! پر می گرفتید ! مچ می گرفتید! فقط عکس نمی گرفتید، همین یک بار ! با یک چاقو صفت ِ صیاد زاده همراه نمی شدید ! مشرک شدید آقا! خالق این صحنه دو تاست! باید تا حالا دوربین تان دق کرده باشد وگرنه...!
این بدترین عکسی بود که تو این یکی دو سال دیدم .امین جان از تو بعیده همچین عکسی بگیری...
ایول داش امین عکس خشن مشن میگیری بابا تو برو دنبال همون سله شکنی بهتره کار به سربریدنا نداشته باش
this is unbelievable, i touched my heart
حتی آنکس هم که دیده نمیشود گردنی برای بریده شدن دارد.
به دنبال چه میگردی . . . .
این عکس که دیدم یاد ایران افتادم که 60 درصد جمعیت جوانه و دست آدم زورگو افتاده!